السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

621

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

روايات احراق مرتد انى اذا بصرت امراً منكراً و قدرت نارى و دعوت قنبراً . آن گاه كه من كار زشتى را در جامعه مشاهده مىكنم ، آتش خود را شعله‌ورمىسازم و قنبر را به يارى خود مىطلبم . در فصول پيش گفتيم روايات پنج‌گانهء كشّى كه نام ابن سبأ درآنها آمده است ، از چند جهت مخدوش و غير قابل قبول است . يكى از جهات ضعف آنها ، همان تناقضى است كه با مفهوم برخى از روايات ديگر دارد . زيرا روايات پنج‌گانهء كشّى ، موضوع غلو در بارهء على ، و اعتقاد به الوهيت وى ، و داستان احراق و سوزانيدن را به عبد الله بن سبأ نسبت مىدهد ، ولى يك سلسله روايات ديگر اين جريانات را در بارهء افردا ديگر نقل مىكند چنان كه : 1 ) كشّى نيز مىگويد : به هنگامى كه امير مؤمنان ( ع ) در خانهء همسرش ( امّ عمرو عنزيه ) بود قنبر ، غلام آن حضرت آمد و عرضه داشت يا امير المؤمنين ! ده نفر در بيرون خانه ايستاده‌اند و مىپندارند كه شما خداى آنها هستى . امام فرمود : آنها را وارد خانه كن . مىگويد چون اين ده تن وارد شدند ، حضرت سؤال كرد عقيدهء شما در بارهء من چيست ؟ گفتند : « ما معتقديم كه تو پروردگار ما هستى ، و اين تو هستى كه ما را خلق نموده و